تبليغاتX
Lover


Lover

برای عشاق

 
عاشقتم

می خوام از آرزوهام برایت بگم پس خوب گوش کن:

می خواهم گلی باشم که توهرصبح آن را بومیکنی.نه می ترسم تو آن را پرپر کنی نمی خوام پرپرشده تو باشم.

می خوام نگین انگشتری باشمکه در دست تو میدرخشد.اما نه می ترسم تو آن راگم کنی نمیخوام گمشده توباشم.

پس به آخرین آرزوی من خوب گوش کن ای کاش وقتی که من مردم بر سر قبر من بیای تا دوباره قلبم به تپش آید.

شب را دوست دارمنه به خاطر ستاره ها

شب را دوست دارم نه به خاطر سکوت و سادگی اش

شب را دوست دارم چون تورا بهخاطر من می آورد

وبه سوی تو می کشاند.وقتی شب بال خود را برسر

شهر می گستراند پرنده ی دلم به سوی تو پر می کشد.

تو جاده ی تنهای ها از کنارم رد شدی

عاقبت دوست داشتنو علاقت شد این

داشتی می رفتی صدامو نشنیدی گفتم نرو

قلبم با التماس می گفت راضی به مرگم نشو

         ؟؟؟      

گفتم نرو بمون می میرم یه ثانیه صبر کن

تو رفتی و منو حتی ثانیه زد دور

از جاده گذر می کنی و منو نمی بینی

دیوونه شدم بگو چرا پیشم نمی شینی

با رفتن تو شب از ستاره دور و خالی

از خنده ی من نمونده چیزی یادگاری

بگو از شب جدایی از اینکه بی وفایی

بگو چرا رفتی ونموندی دلم نمی خواد که بیایی

بگو بی وفا کجایی

بگو کجایی راهی

بگو سهم من چرا این شده مردم ازاین تنهایی

 

 

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 21:4 توسط elham| |

 

سلام

  

بيا ستاره اي باش در هفت آسمان وجودم،

اي چشمانت زيباترين مثنوي،

بيا و زمزمه اي باش در خلوت درون من.

اي نگاهت مهتاب . بيا تا نور در دست سبز عشق نميرد

بيا تا واژه ها بوي نسيم بدهند.

بيا و طلوع کن در شبهاي دلواپسي.

بيا تا لحظه ها رنگ آفتاب بگيرند.

تو پلي شو از عاطفه روي دره ي خلوت و تنهايي

وقتي بيايي زندگي مي دهي به من ، حيات

مي بخشم به گل سرخ کنار پنجره.

وقتي بيايي همه جا را آينه باران مي کنم تا

تنها انعکاس آبي چشمانت را ببينم.

وقتي بيايي صداي گريه ي آسمان گم مي شود

ميان آواز قناري ها.

بيا تا از عشق تو جاده اي سبز بسازم

تا تو.........

Click to view full size image

بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی؟

دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی؟

آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو

زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی؟

هر چه می خواهیم – آری – از همین امروز

از همین امروز ، مال ماست ، می دانی؟

گرچه من ، یک عمر همزاد عطش بودم

روح تو ، هم – سایه دریاست می دانی؟

دوستت دارم!» - همین ! – این راز پنهانی

از نگاه ساکتم پیداست ، می دانی؟

عشق من ! – بی هیچ تردیدی – بمان با من

عشق یک مفهوم بی « اما» ست ، می دانی؟

 

 

نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 22:35 توسط elham| |
قالب ساز وبلاگ پيچك دات نت
ozar.com Counter code -->